1_ دولت احمدینژاد دوسال و چند ماه از عمرش نمیگذرد، شاید از مهمترین کارهای دولت احمدینژاد بحث هستهای باشد، سیاست این دولت نسبت به دولت خاتمی که حالت تدافعی داشت به حالت تهاجمی تبدیل شد که هر چند کشور را با دو قطعنامه روبرو کرد،

عباس سليمي نمين كه به دعوت بسيج دانشجويي منطقه مقاومت بسيج سپاه به بوشهر سفر كرده بود، سهشنبه شب در مجتمع فرهنگي هنري اين شهر در جمع دانشجويان بوشهري افزود: بايد همه آحاد جامعه نگران باشند كه چه چيزي پشت پرده مديريت دانشگاه آزاد وجود دارد كه آقاي جاسبي از نظارت مجلس سر باز ميزند.
وي اضافه كرد: اين اقدام بايد براي ما هشدار باشد و يادآور غفلتهايي باشد كه در مقابل نظارت داشتيم. سليمي نمين اضافه كرد: نوع برخورد با منتقدين در دانشگاه آزاد از سوي مديريت اين دانشگاه شرمآور است و آقاي جاسبي نظارت مردمي را خنثي كرده است.
مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با بيان اينكه او اعتراف كرده كه به چند وزير و نماينده مجلس مدرك دكترا داده، تصريح كرد: كساني به نظام آموزشي كشور تزريق شدهاند كه اصلاً صلاحيت علمي ندارند و مدرك دكتراي مراودهاي گرفتهاند و خدماتي براي آقاي جاسبي انجام دادند كه مدرك دكتري دريافت كردند.
سليمي نمين يادآور شد: من به عنوان يك ايراني وقتي شنيدم كه دانشگاه آزاد توانسته نظارت مجلس را پس زده و به دهن نمايندگان مردم بزند، نگران شدم.
وي ادامه داد: البته من نسبت به انضباطنپذيري و قانوننپذيري دانشگاه آزاد در دوران فعاليت رسانهاي خودم گوشزد كرده بودم.
وي گفت: دانشگاه آزاد به هيچ وجه انضباط آموزش عالي كشور را نميپذيرد و سعي ميكند براساس روابطي حركت كند كه مدنظر و صلاح مردم نيست.
سليمي نمين با اشاره به اقدامات دولت و مجلس گذشته نسبت به فعاليت دانشگاه آزاد نيز تصريح كرد: مجلس ششم هم قولهايي داد كه دانشگاه آزاد را منضبط كند و قولهايي در اين باره قبل از اينكه وارد مجلس شوند، دادند، اما عواملي موجب شد كه مجلس ششم هم هيچ اقدامي در زمينه قانونمند كردن دانشگاه آزاد انجام ندهد.
وي افزود: دولت قبلي هم هيچ اقدامي صورت نداد و ترجيح دادند از مواهب پنهان دانشگاه آزاد برخوردار شوند و وارد بازي مفسده سياسي نشوند، چون قطعاً ورود به چالش با مفسده مديريتي هزينه دارد، اما سكوت در برابر آن سود دارد.
وي اضافه كرد: دوم خرداديها ترجيح دادند از مواهب سكوت اين مسئله مديريتي بهره بگيرند و به قول و وفايي كه دادند، پايبند نباشند.
سليمي نمين گفت: بعد از اينكه به آقاي جاسبي تفهيم شد كه بايد از دانشگاه آزاد تحقيق و تفحص بشود كارشكنيهايي در اين زمينه صورت گرفت و شرمآور اينكه براي يكي از كارشناسان تحقيق و تفحص مجلس پروندهسازي كردند و براي او حكم محروميت از مشاغل دولتي و شش ماه حبس صادر كردند، به خاطر اينكه وي ضبط صوت را با خود براي تحقيق و تفحص آورده بود.
مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران تصريح كرد: بنده در مقالات متعدد گفتهام كه براي كساني كه به صورت قانونمند در دانشگاه آزاد مدرك دريافت مي كنند، ارزش قائلم و تلاش من در جهت سالمسازي دانشگاه آزاد است و اين امر بالاترين خدمت به كساني است كه مظلومانه پول ميپردازند و مظلومانه تلاش ميكنند.
سليمي نمين گفت: خطاب من به كسي است كه نفوذ سياسي خود را در اختيار آقاي جاسبي قرار داده و بدون زحمت مدرك دريافت كرده است.
وي با بيان اينكه هر دو جناح سياسي در قضيه دانشگاه آزاد مفسده مديريتي را انجام ميدهند، افزود: اما ملت اين هوشمندي را دارد كه تفاوت اصلاح و تخريب را ميداند.
وي تصريح كرد: هرچه قانونمندي در كشور تقويت شود، همه آحاد جامعه از آن سود ميبرند و سودهاي خاص متوقف و سودهاي عام گسترش مي يابد.
سليمي نمين گفت: وظيفه ديني و ملي ما ايجاب ميكند كه در اين زمينه اصلاحات انجام بدهيم.
وي خاطرنشان كرد: كسي كه مفسده مديريتي را ايجاد و نظارت را هم برخود خنثي ميكند، مفسده مالي را هم در پي آن دارد؛ چيزي كه در مورد آقاي جاسبي صحت دارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشيه هاي سخنراني عباس سليمي نمين
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* زماني كه انتقادات سليمي نمين از مديريت دانشگاه آزاد بالا گرفت، چند دانشجوي حاضر در سالن نسبت به سخنان وي معترض شدند و جو حاكم بر سالن مجتمع فرهنگي ـ هنري بوشهر براي دقايقي متشنج شد.
* چند نفر از حاضران در سالن با اعتراض به سخنان سليمي نمين، سالن را ترك كردند.
* حين سخنراني سليمي نمين، جمع زيادي از حاضرين با تشويق و صلوات سخنان وي را تائيد كردند.
* هنگام سخنراني سليمي نمين، ناگهان برق سالن قطع شد و وي به مدت نيم ساعت در تاريكي و بدون بلندگو به سخنان خود ادامه داد.
* زماني كه اعتراض يكي از حاضرين نسبت به سخنان سليمي نمين زياد شد، وي از فرد معترض درخواست كرد كه پشت تريبون بيايد و فرد معترض براي دقايقي پشت تريبون آمده و به سخنان سليمي نمين اعتراض كرد.
* مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران در پاسخ به سئوال يكي از حاضرين كه پرسيد، چرا نام كساني كه از دانشگاه آزاد مدرك جعلي ميگيرند، اعلام نمي كنيد، گفت: من اعلام نميكنم، چرا كه اگر بگويم بايد وارد چالش با افراد ديگر شوم و از مقابله با عنصر متخلف باز خواهم ماند.
- حال با اين پيش فرض لطف كنيد با هم به بهار سال 1392 برويم.
فصل انتخابات دوره یازدهم رياست جمهوري نزديك است. گروههاي مختلف در حال تدارك مقدمات براي انتخاب نامزد اصلح و شروع تبليغات هستند.
موضوعاتي مانند انرژي هسته اي و توزيع سهام عدالت و خود كفايي در توليد بنزين و ... سالهاست كه حل شده ، بحران مسكن از تب و تاب افتاده، ولي تورم و فساد اداري و ... وجود دارد.
گروههاي مخالف همچنان مراقب هستند كه از اقدامات مثبت دولت سخني گفته نشود، تبليغات منفي و مداوم آنها تاثيرات خود را گذاشته است.
مسئولان حزب كارگزاران به جنب و جوش افتاده اند و در يك برنامه حساب شده هنوز ادعا مي كنند كه دولت تاكنون هيچ دستاوردی نداشته است . آنها كانديدای مورد نظر خود را انتخاب نموده اند. بزرگان اين حزب نسبت به گروههاي ديگر به نتايج انتخابات اميدوارترند و به موفقیت خود یقین دارند.
اصلاح طلبان در اين مدت سعي كرده اند شعارهاي پيچيده خود را بومي سازي كنند و تمام توجهات را بر نقاط ضعف دولت متمركز نمايند. آنها بيشتر روي طرح امنيت اجتماعي و مباحث و مشكلات اقتصادي و موضوعاتي مانند تحجر و پوپوليسم و ... مانور مي دهند. تبليغات چند ساله آنها نيز براي عده اي جذاب شده است. اصلاح طلبان هنوز براي انتخاب نامزد به اجماع نرسيده اند.
شكاف بين اصولگرايان عميق شده و عده ای سعی در جمع کردن آنها را دارند ولی معلوم نیست این حرکت نتیجه بخش باشد.
ساير گروهها نيز در تكاپو هستند ...
- چند روز بيشتر به موسم انتخابات باقي نمانده است.
كارگزاران ، اصلاح طلبان و ساير گروههاي همفكر براي معرفي يك كانديداي واحد به اجماع رسیده اند.
گروههايي از اصولگرایان به ائتلاف مي رسند و نامزد اصلح خود را انتخاب مي كنند و عده ای دیگر نيز راه خود را مي روند.
تبليغات گروههاي مخالف بسيار گسترده تر مي شود و نوك پيكان تبليغات آنها حمله به دولت است.
انباشت تبليغات سیاه در طول هشت سال و ذكر مداوم نكات منفي دولتمردان نهم و دهم جواب داده و افكار عمومي خود بخود كمتر به نكات مثبت مجريان و مسئولين توجه مي كنند و شعارهاي جديد برایشان بيشتر جذابيت دارد.
گروههاي مخالف بعد از هشت سال تلاش و هجوم بي وقفه، به اين دوره كاملا اميد بسته اند.
نظرسنجي ها و نظر سازي هاي متعدد توليد مي شود. در اكثر آنها محبوبيت مخالفان بالا و محبوبيت اصولگرايان در حداقل است. اين نظرسنجي ها بر عده اي بي تاثير نبوده است.
اصلاح طلبان براي بعضي دولتهای غربي پيغام مي فرستند و به آنها التماس مي كنند كه آشكارا و علني از آنها اعلان حمايت نكنند.
نمايندگان كانديداي اصلاح طلب راهي سفرهاي تبليغاتي استاني مي شوند.
- انتخابات برگزار مي شود.
مخالفين با اختلاف اندك پيروز مي شوند. جو جامعه احساسي مي شود. شواهد حاكي از آن است كه دولت يازدهم با رويه اي متفاوت با دولت قبل حركت خواهد نمود. اصولگرایان نگران هستند. جشن و شادی در جبهه مخالفین برپاست.
چند ماه به مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید باقی مانده است.
احمدي نژاد هنوز تا ساعت 12 شب در پاستور مشغول است.
رايزني ها و جنب و جوش طرفداران نامزد پيروز شروع ميشود.
گمانه زني ها براي تصدي وزراتخانه ها تيتر روزنامه ها مي شود.
احمدي نژاد به چند استان و منطقه محروم سر مي زند.
تصميم گرفته مي شود هر كجا و هر كس كه كوچكترين تمايلي به ديدگاههاي دولتمردان قبل داشته است خلع يد شده حتي اگر راننده يا آبدارچي باشند.
احمدي نژاد پيگير امور مردم است.
- و سرانجام مراسم تحليف برگزار مي گردد.
سعد آباد را دوباره آب و جارو مي كنند. پاستور تنها و افسرده می شود.
در مدت زمان كمتر از چند ماه تمام مديران جابجا مي شوند و آب هم از آب تكان نمي خورد. جواب هر مخالفت و اظهار نظر متفاوت، مشت آهنين و شانتاژ تبليغاتي است.
تمام حركات دولتمردان قبلي به زشتي ياد مي شود.
دولت جديد قبل از ارائه هر برنامه اي تمام مشكلات را به گردن دولت قبل مي اندازد. تورم و بيكاري حتي ترافيك، آلودگي هواي تهران و ....
خبرگزاري هاي خارجي نمي توانند خوشحالي خود را پنهان كنند.
در هفته اول، مدیر مسئولان تمام خبرگزاري ها و رسانه هاي دولتي عوض مي شوند و كسي مخالفت و اظهار نظر نمي كند. شايد جرات نمي كنند.
در تفسيرها و تحليل ها دوباره مردم عزیز و راي مردم داراي ارزش و بها مي شود و از داستان رقص دلفینها و قصه زاغ و پنیر خبری نیست.
و...
- و اما دو سال بعد:
تورم هنوز وجود دارد. فساد دوباره تشديد شده است.
نزاع گروه هاي پيروز براي تقسيم قدرت شدت گرفته است.
مجوز دهها روزنامه و خبرگزاری جدید که با یک هئیت تحریریه اداره می شوند داده شده است.
دیگر کسی سر به سر بانکها نمی گذارد.
دولت جديد وام بلا عوض به صاحبان بانكهاي خصوصي مي دهد تا بدینوسیله دين خود را نسبت به آنها و به پاس سالها خدمات بی شائبه در زمینه خرید و فروش زمين و سکه و مسکن ادا کرده باشد.
ديگر به جز كيهان كسي جرات انتقاد كردن ندارد.
واردات دست چند نفر است اما صحبت از مافيا نيست.
دلالها اقتصاددان می شوند.
اعتماد به نفس اوباش بالاتر رفته و خیابانهای شهر تابلو .... شده است.
بهره وامها به صورت دستوري بالا مي رود.
قيمت دلار دستوري مصوب و ابلاغ مي شود.
بازار کتاب ها و کلاسهای آموزش هیبنوتیزم و خواب درمانی پر رونق است.
اختلاف کارگر و کارفرما حل نشده.
كار كارشناسي كيلويي چند؟ هر چه حزب و پدر خوانده ها بگويند.
اروپائيان عزيز و كاسترو و چاوز بدجنس مي شوند. لباسها شيك و سفرهاي تفريحي به اروپا زنده مي شود.
حالا دیگه کسی درباره فلسطین چیزی نمی گوید.
اما ایران هنوز جزء محور شرارت است.
تورم در سبد هزینه خانوار هنوز خودنمایی می کند.
مردم دوباره نامحرم می شوند اما نوشتن عبارت «دانستن حق مردم است » در کنار لوگوها فراموش نمی شود!
سفرهاي استانی، تابستان به شمال و زمستان هم يك سفر به جنوب مي باشد.
درب اتاق مسئولين بسته مي شود. ديگر رئيس جمهوری به ميان مردم محروم نمي رود.
و....
و مردم، چه زود دلهايشان براي رئيس جمهور ساده زيستشان تنگ مي شود،
آنها دوست دارند به جاي شنيدن عباراتهای غریب جنبش دموكراسي خواهي و ليبراليسم اسلامي و... ، ذكر مانوس اللهم عجل لوليك الفرج را بشنوند.
1_ دولت احمدینژاد دوسال و چند ماه از عمرش نمیگذرد، شاید از مهمترین کارهای دولت احمدینژاد بحث هستهای باشد، سیاست این دولت نسبت به دولت خاتمی که حالت تدافعی داشت به حالت تهاجمی تبدیل شد که هر چند کشور را با دو قطعنامه روبرو کرد،
چند سال پیش که انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید هیچ کس فکر نمی کرد و شاید هم به مخیله هیچ کس خطور نمی کرد که این بار قرار است تمامی معادلاتی که چندین و چند سال است که به ناحق ترسیم گشته است به هم بخورد .
از هر کسی می پرسیدی به که رای خواهی داد می گفت به احمدی نژاد رای می دهم ولی حیف که رای نخواهد آورد!
ولی زد و احمدی نژاد رای آورد و شروع شد...!
خیلی وقت بود که عده ای در نهاد ریاست جمهوری ماوا گزیده بودند و هر ازگاهی طرحی نو می انداختند.روزی به اسم سازندگی و روزی دیگر به اسم اصلاحات و در این دوران قدرت کسی حق ورود نداشت که اگر کسی اشتباهی وارد این حریم می شد نیروی گریز از مرکز او را در خود محو و نابود می کرد.
تقدیر بر این قرار گرفته بود که کسی جز این معدود اشخاصی که از بدو خلقت مدیر آفریده شده اند! وارد این نهاد نگردند و اگر کسی اشتباهی وارد می شد باید مثل شهید رجایی عمودی وارد می شد و افقی خارج.
احمدی نژاد وارد این تاریکخانه گردیده و باید حذف گردد.چاره ای نیست یا باید مسالمت آمیز کنار بکشد و یا این که اسمش بر روی آزاد راه تهران شمال گذاشته شود و یا اینکه آبرویش را در طبق اخلاص بگذارد.
معادلات قدرت دیر زمانی است که ترسیم گشته و نمی شود آن ها را به این سادگی از میان برداشت.
به این جهت است که میگویند احمدی نژاد اشتباهی است !
او وارد حوزه ای شده است که نباید می شد!
اگر مقلدان امام خمینی با جان خویش به ملاقات معشوق شتافتند مقلدان خامنه ای عزیز نیز با آبروی خویش به مصاف اهریمنان آمده اند .
احمدی نژاد!
شهادتت مبارک!
توهين نويسنده دوم خردادي به ملت و رئيس جمهور و عذرخواهي كروبي
در پي اهانت مسيح علي نژاد نويسنده روزنامه هاي زنجيره اي به ملت و رئيس جمهور در مقاله اي با عنوان آواز دلفين ها، كروبي به دست اندركاران روزنامه اعتماد ملي تذكر داد.
برای کار خاصی که داشتم مشغول تورق روزنامه های سال 1367 بودم و حوادث مهم آن سال را مرور می کردم. رسیدم به هفتم بهمن ماه آن سال. آن روزها مصادف شده بود با تولد حضرت زهرا(س) و روز زن. "کیهان" در این روز ذیل خبری، توهین رادیوی ملی را به حضرت صدیقه ی کبری(س) پوشش داده بود. آن روزها "محمد هاشمی رفسنجانی" اخوی کوچکتر رییس مجلس وقت، "اکبر هاشمی رفسنجانی"، زمامداری 10ساله ی صدا و سیمای 2 شبکه ای را برعهده داشت که در آن دوران حرف و حدیثهای فراوانی درباره ی تخلفات مالی و همچنین محتوای برنامه ها مطرح بود؛ بطوریکه حتی طرح تحقیق و تفحص از صدا و سیما در سال 70 به تصویب مجلس رسید و با مشخص شدن "شاهکارها"ی عدیده ی محمد هاشمی وی از رسانه ی ملی قهر-بخوانید فرار- کرد و حتی در آن ماجرا اخوی بزرگتر که سمت ریاست جمهوری را برعهده داشت نتوانست در مقابل آتوهایی که مخالفانی چون مرحوم موحدی ساوجی، حسن کامران، علی اکبر پرورش و ... رو کرده بودند مداخله ای بنفع برادرش نماید.
یکی از آن سوء مدیریتها –در خوشبینانه ترین حالت- همین ماجرای توهین به حضرت زهرا(س) بود؛ ماجرا از این قرار بود که رادیوی جمهوری اسلامی ایران طی برنامه ای به نام "سلام، صبح به خیر" در گزارشی از مخاطبینش پرسیده بود که "به نظر شما الگوی امروز زنان ایرانی چه کسی است؟". اکثر مخاطبین حضرت فاطمه(س) را بعنوان الگوی خود معرفی نموده بودند اما یکی از مصاحبه شوندگان در کمال تعجب گفته بود که " الگوی مناسب زنان ایرانی "اوشین" است!".

اوشین نام شخصیت اصلی داستان سریالی ژاپنی به نام "سالهای دور از خانه" بود که آن روزها با سانسور شدید و تغییرات بنیادین در محتوای آن از سیما پخش می شد و در نسخه ی اصلی چندین قسمت از فیلم، او نقش یک "گیشا" - یعنی زنی که روزی اش را از طریق فحشاء به دست می آورد- را بازی می کرد. در این باره چیزی که خیلی دردآور بود نظر شاذ و استثنایی آن زن مصاحبه شونده نبود بلکه بدتر از آن پخش آن مصاحبه بود که به نسق اکثر برنامه های امروز صدا و سیما، "زنده" هم نبود!
حضرت روح الله(ره) فردای آن روز در واکنش به این ماجرای موهن، طی پیامی رسمی و علنی بشدت محمد هاشمی را مورد عتاب قرار دادند و فرمودند:
"آقای محمد هاشمی
مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی
با كمال تاسف و تاثر روز گذشته (روز شنبه 8 بهمن) از صداي جمهوري اسلامي مطلبي در مورد الگوي زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد. فردي كه اين مطلب را پخش كرده است تعزير و اخراج مي گردد و دست اندركاران آن تعزير خواهند شد. در صورتي كه ثابت شود قصد توهين دركار بوده است، بلاشك فرد توهين كننده محكوم به اعدام است اگر بار ديگر از اين گونه قضايا تكرار گردد. موجب تنبيه و توبيخ و مجازات شديد وجدي مسئولين بالاي صدا و سيما خواهد شد. البته در تمامي زمينه ها قوه قضاييه اقدام مي نمايد. " صحيفه نور ، جلد 21 : ص 76
بعدها 4تن از دست اندرکاران آن برنامه از جمله مدیر گروه معارف، سردبیر برنامه های ویژه ی عقیدتی سیاسی، مسئول نظارت بر برنامه به 4 سال حبس تعزیری و 40 ضربه ی شلاق محکوم شدند. که محمد هاشمی در این بین خیلی پادرمیانی کرد تا این مدیران لایق(!) مجازات نشوند.
حالا پس از 20 سال وقتی به مدیریت رسانه ی ملی نگاه می کنم صد رحمت می فرستم به خود عزت الله ضرغامی و تمام اموات و احیائش؛ فکرش را بکنید که در این وانفسای شبکه های رنگارنگ تلویزیونی و رادیویی، هاشمی رفسنجانی، رئیس رادیو تلویزیون بود! چه حالی می کردند آنهایی که نزده، عربی می رقصند!
عرفات سرزميني است که به عرصات قيامت مي مانند که همه جمع اند وهر کس به دعا مشغول است و در انتظار رد و قبول، بيرون دروازه اند.آنگاه که پاک شوند، وارد حرم مي شوند. خانه خدا پاک است وميهمان پاک مي پذيرد.
عرفات سرزميني است که بهترين مردان خدا در آن درنگ كرده ، اشکها ريخته و نيايش ها کرده اند. عرفات با اشکهاي مقدس سيد الشهداء در روزعرفه به هنگام خواندن دعاي عرفه متبرک تر شده است.
حسين جان!دراين دشت چه خوانده اي که هنوز دشت،از نام تو عرفان دارد.شب از ياد توعطرآگين است.آسمان رنگ خدايي دارد . سنگهاي جبل الرحمه همه نالانند.
اين سرزمين، سرزمين شهادت، معرفت و عرفان است . مي داند چه کسي بر روي آن قدم مي گذارد. چرا آمده؟ چگونه بر مي گردد؟
اي مرد عرفان، در دعاي عرفه چه گفتي که حاجيان همه گريانند؟صحراي عرفات، کلاس شناخت و خود سازي امام حسين (ع) است. در روزعرفه، دستان مبارک را رو به معبود بلند نمود و راز و نياز کرد ، سراسر دعا بود و اشک. عاشقانه گفت:که کرامت فرمودي، فضيلت اعطاء كردي، تويي که فضل خود را به اتمام رسانيدي، تويي که روزي عطا فرمودي، تويي که سرمايه ام دادي، تويي که پناه دادي،تويي که از گناه بازداشتي، تويي که گناهان را پوشانيدي، تويي که گناهان را بخشيدي، تويي که عذر پذيرفتي،تويي که پشتيبان بودي،
امّا من اي خدايم!!
به خطاهايم معترفم، پس بر من ببخشاي! منم که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که ناداني کردم، منم که به سوي گناه شتافتم، منم که وفا ننمودم، منم که پيمان شکستم، منم که به جرم خود اقرار کردم. بارالها! من به آن نعمات که مرا داده اي اذعان دارم، به گناهانم اعتراف کرده و از آنها باز مي گردم، تو نيز مرا بيامرز.
اي کسي که گناه بندگان ، تو را ضرري نرساند و نيازي به طاعت ايشان نداري، هر کدام از بندگانت که کاري نيکو به جاي آوردند، به توفيق و لطف توست، پس ستايش و حمد شايسته توست.
خدايا، چون مرا فرمان دادي سرکشي نمودم و چون نهي کردي، به جاي آوردم. اينک اين منم که نه دليلي بر بي گناهي خود دارم که عذر بخواهم و نه نيروي آن دارم که از کسي ياري بخواهم. حال با کدامين اعضايم مقابل تو بايستم، آيا با گوشم ، چشمم ، زبانم و يا پاهايم، آيا تمامي اينها نعمتهايي نيست که مرا عنايت فرمودي و من با همه آنها نافرماني کرده ام،
اي مولاي من، حجت و دليل از آن توست و من محکومم.
پروردگارا، مرا از زير بار ذلت نفس رهايي ده و پيش از آن که زمان مرگم برسد ، ازآلودگي شک وشرک پاکم کن. از تو ياري مي جويم، ياريم کن، بر تو توکل مي نمايم، مرا به حال خود وامگذار. تو را مي خوانم، مرا نوميد مساز، مشتاق فضل توام، محرومم مکن. خويشتن را به وجود پاکت منتسب مي نمايم، دورم مگردان . مقيم درگاه توام، از خود نرانم.آن کس که تو را از دست داد، که را يافت و آن که ترا يافت که را از دست داد! به راستي که زيانکار است آن کس که به جاي تو ديگري را برگزيند، بسي خسران زده است آن که بکوشد تا از تو جدا گردد . چگونه به غير تو اميدوار شوم، در حالي که تو رشته احسان را نگسسته اي و چگونه نياز خويش از درگاه غير تو بطلبم و حال آن که عادت بخشندگي خويش را دگرگون نساخته اي. خدايا! چگونه رداي بينوايي به تن نکنم، در حالي که مرا در جايگاه فقرا نشانده اي و چگونه خويشتن را فقير بنامم با آن که تو با بخشش خود بي نيازم ساخته اي !..
پس از اينكه بخشيده شدهاي چه احساسي داريد؟
احساس ميكنم دوباره متولد شدهام
وقتي به محل اجراي حكم آورده شديد چه فكر كرديد و احساس كردي كه بخشيده ميشوي
فكرم اين بود كه در مقابل گناهي كه انجام دادهام بايد قصاص شوم و به مجازات برسم و تا موقعي كه طناب به گردنم افتاده بود فكر بخشش نبودم و پس از اينكه طناب دار كشيده شد و بالا رفت ديگر چيزي متوجه نشدم بعد از انتقال به بيمارستان متوجه شدم كه بخشيده شدم كه هيچگاه در اين زمان فكر عفو نميكردم و به قصاص عمل خود فكر ميكردم.
قبل از اجراي حكم در زندان از خداوند طلب عفو كردي؟
در مقابل خداوند احساس شرمندگي و طلب عفو ميكردم ولي ديگر چارهاي جز طلب عفو نبود چون گناهكار بودم
نسبت به خانوادهي مقتول چه احساس داشتي؟
چون قصاص حق من بود تا زندهام در مقابل اين خانواده اظهار شرمندگي ميكنم و تمام عمرم مديون لطف آنها هستم به خاطر اينكه فرزندي از خانواده آنها گرفته بودمبازباغيرتوجوانمردي مرا عفو كردند. چيزديگريندارمبگويمجزاينكه شاكر خداوندودعاگويخانوادهيمقتول باشم.
در پايان چه صحبتي داري؟
باز هم ميگويم از عملي كه انجام دادهام پشيمانم و به ديگران توصيه ميكنم به هنگام عصبانيت سريع و آني تصميم نگيرند.
ضمناً از قوهي قضايي، كادر پزشك و پرستاران بيمارستان وليعصر(عج)مركز كازرون، مركز اورژانس كازرون، پزشك قانوني كازرون كه در نجاتم نهايت تلاش را انجام دادند قدرداني ميكنم.
برادر مقتول در يك گفت و گوي كوتاه در مورد انگيزهي عفو قاتل گفت: فقط براي رضاي خدا اقدام به عفو قاتل برادرم نمودم پدر و مادر مقتول در قيد حيات نبودند.
ابوالفضل عاشوري دادستان عمومي و انقلاب كازرون در گفت و گويي اعلام كرد كه قاتل در تاريخ 9 فروردين 1383 مرحوم جهانگير جمشيدي فرزند باروني 29 ساله با چاقو به قتل رسانده بود كه حكم قصاص در شعبهي 23 ديوان عالي كشور به تأييد رسيد و در تاريخ 5 آذرماه در ملأ عام در ميدان امام حسين(ع) كازرون اجرا كه منجر به عفو شد. عاشوري همچينن گفت: طي شش ماههي گذشته 5 مورد حكم قصاص انجام كه 3 مورد منجر به عفو و سازش و 2 مورد اجرا گرديده و تا پايان سال چند مورد حكم قصاص در مورد متهمين اجرا خواهد شد
بنا به گزارش روابط عمومي مركز آموزش امام رضا(ع)رزمايش نود و سومين دورهي مقدماتي با عنوان ثارا... به مدت 2 روز در منطقهي عملياتي مركز آموزش امام رضا(ع) برگزار شد.
در اين رزمايش فراگيران مركز پس از قرائت زيارت عاشورا در جوار قبر شهيد گمنام و بدرقهي مسؤولين با استعداد دو گردان رزمي پياده در ارتفاعات مشرف به مركز با رمز يا عليبن ابيطالب(ع)، و سلسله عملياتهاي كمين و ضد كمين، فتح تپه، تاخت شبانه و برنامههاي تخمين مسافت، جهت يابي، پرتاب نارنجك و انفجارات توان رزمي خود را در دفاع از حريم ولايت و پشتيباني از ميهن عزيز اسلامي به نمايش گذاشتند.
در پايان سرهنگ گودرزي فرمانده مركز آموزش ضمن توجيه نيروها در رابطه با عملياتهاي انجام شده با ذكر خاطرات دوران جنگ تحميلي ياد و خاطرهي شهداي عزيز را گرامي داشتند.
شبكه لرزه نگاري فارس اعلامكرد: زمين لرزهاي به بزرگي ۳/۷ريشتر درمقياس امواج دروني زمين ساعت سه و پنجاه و نه دقيقه بامداد روز سهشنبه ، حوالي منطقه خشت در اطراف كازرون را لرزاند. بهگزارش دريافتي روز سهشنبهايرنا، محل اين زلزله درعرض جغرافيايي ۲۹/۶۱ و طول جغرافيايي ۵۱/۳۳رخ داده است. گزارشي از خسارتهاي احتمالي اين زلزله تاكنون مخابره نشده است.
"كاظم دارابي" شهروند ايراني كه تنها به اتهام مطلع بودن از ماجراي موسوم به "ميكونوس" از ۱۵سال قبل درآلمان در زندان بسر ميبرد، پس از آزادي و ورود به تهران گفت: حكم دادگاه حكايت از بيگناهي من دارد.
دارابي، بامداد سهشنبه در فرودگاه امام خميني (ره) تهران، در پاسخ به سوالات خبرنگاران، تصريح كرد: در صفحه ۱۹۷ حكم ۴۰۰صفحهاي دادگاه بطور مشخص نوشته است كه "سرانجام ثابت نشد كه كاظم دارابي اين ماجرا را سازماندهي كرده است".
در يك حادثه تيراندازي كه گفته ميشود توسط معارضين كرد در رستوران ايراني "ميكونوس" در خيابان پراگ برلين در
۱۷سپتامبر ۱۹۹۲رخ داد، سه تن ازسران حزب دمكرات كردستان ايران بهقتل رسيدند. پليس آلمان "كاظم دارابي" شهروند ايراني و سه لبناني را صرفا به اتهام حضور در محل و مطلع بودن از اين حادثه تروريستي بازداشت كرد.دارابي با بيان اينكه به او تهمت زدند كه عضو وزارت اطلاعات ايران است، افزود: به خدا قسم ميخورم كه من عضو هيچ يك از تشكيلات جمهوري اسلامي نبودم.
دارابي در خصوص اينكه قبل از دستگيري چه سمتي داشت؟، گفت: موقعي كه دستگير شدم هيچ سمتي در هيچ تشكيلاتي نداشتم و فقط عضو اتحاديه دانشجويان مسلمان در اروپا بودم.
وي افزود: يكياز مسايلي كه باعث دستگيري من شد، اين بود كه با بچههاي مسلمان اعم از ترك، عرب و لبناني تماس داشتم.
اين شهروند ايراني درادامه تاكيد كرد: سمتهايي كه بعدا درحكم دادستاني و حكم دادگاه به من نسبت دادند، كاملا ساختگي بود.
دارابي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: بهمن تهمت زدند كه عضو وزارت اطلاعات هستم و دليلي كه براي اين ادعا داشتند اين بود كه اين خبر را از عوامل اطلاعات انگليس دريافت كردهاند، اما وقتي از عوامل اطلاعاتي انگليس خواسته شد در دادگاه حضور يابند و در اينباره شهادت بدهند، حاضر به اين كار نشدند.
وي افزود: دادستان پرونده به انگليس رفت و با همان شخصي كه گفته بود من عضو وزارت اطلاعات ايران هستم صحبت كرد، اما او هم آدرس اشخاص و عوامل ديگر را به عنوان منبع اين ادعا به دادستان داده بود و بالاخره هم معلوم نشد كه چه كسي چنين اطلاعات نادرستي منتشر كرده است.
دارابي كه فارسي را با لهجه عربي صحبت ميكرد، در پاسخ به اين سوال كه آيا او يك عرب است؟ گفت: من اهل "كازرون" و "ايرانيالاصل" هستم و به دليل اين كه همسرم لبناني است و مدت زيادي با او كاملا عربي صحبت كردهام و نيز بهخاطر اقامت طولاني در آلمان، شايد اين مسايل در لهجه من تغيير ايجاد كرده است.
دارابي گفت كه قصد دارد بخاطر آنچه كه در آلمان بر سرش رفته، افشاگري كند و براي آگاهي مردم و روشن شدن ابهامات ماجراي حادثه ميكونوس، كتاب بنويسد.
اوگفت: ميخواهم كتابي بنويسم و در آن به جزييات اين رويداد بپردازم تا مردم دنيا از واقعيات آن مطلع شوند.
وي با بيان اينكه قصد دارد اين كتاب را ابتدا به زبان آلماني نوشته و بعد آن را به فارسي ترجمه كند، گفت: براي نوشتن اين كتاب از چند نفر از مولفان و خبرنگاران آلماني دعوت كردهام كه درآينده نزديك به تهران خواهند آمد تا مرا در نوشتن اين كتاب كمك كنند و اين كتاب تا پايان سال آينده ميلادي منتشر خواهد شد.
وي از مسوولان جمهوري اسلامي، بويژه وزارت امورخارجه، به خاطر تلاش فراوان براي آزادي خود تقدير و تشكر كرد.
"علي باقري" معاون اروپا و آمريكاي وزيرامور خارجه كه براي استقبال از دارابي در فرودگاه حضور داشت، با تاكيد بر اين كه حكم دادگاه نيز حكايت از بيگناهي دارابي دارد، در خصوص نقش وزارت امور خارجه در آزادي وي گفت: سياست خارجي جمهوري اسلامي مبتني بر اصولي است كه يكي از اين اصول محوريت حقوق بشر است و آقاي دارابي نيز به عنوان يك شهروند ايراني و انسان بيگناه در زندان گرفتار بود.
وي افزود: طبيعي است كه وزارت خارجه به عنوان نماينده نظام جمهوري اسلامي، نسبت به مشكلات و گرفتاري ايرانيان مقيم خارج از كشور همچون آقاي دارابي ، حساس باشد و در جهت رفع مشكلات آنان تلاش كند.
هادی صحرابان
دانشجويان را مي توان يكي از گروه هايي دانست كه به دليل آشنايي و آگاهي بيشتر از جريانات سياسي ـ اجتماعي، حضور آنان در تمامي صحنههاي انقلاب كاملا ملموس، محسوس و پررنگ است. اين حضور از سالها پيش از انقلاب با شكل گيري جنبش دانشجويي آغاز گرديد. اين جنبش با تأثير از جريان روشن فكري و تجدّدخواهي متأثر از رشد علمي جهان غرب از يك سو، و شكل گيري جريانهاي كمونيستي از سويي ديگر، آغاز گرديد. اما پس از چندي با انگيزه احياي تفكر ديني و ردّ روشن فكري غربي و الحاد شرقي در بستر تاريخ انقلاب اسلامي و در دانشگاه تهران رخ نمود. آنچه اين حضور را تداوم مي بخشيد، پيامهاي شورانگيز رهبر كبير انقلاب اسلامي مبتني بر استقامت تا دست يابي به پيروزي بود و همان پيام ها، 13 آبان 57 را، كه نقطه اوج جريانات دانشجويي قبل از انقلاب به شمار مي رود، رقم زد. حضور به موقع و در عين حال فعالانه دانشجويان، پس از انقلاب در همه عرصه ها، به ويژه در دوران دفاع مقدّس، به ياد ماندني است و همچنان پس از گذشت بيش از دو دهه از انقلاب، شاهد اين حضور فعال و سرنوشت ساز در برهههاي پر فراز و نشيب انقلاب هستيم.
گامهاي آغازين جنبش دانشجويي
جانشين فرمانده انتظامي شهرستان كازرون استان فارس گفت : در يك درگيري مسلحانه كه بين دو خانواده از اهالي روستاي زوالي اين شهرستان روي داد ، دو نفر كشته شدند و يك نفر زخمي شد. سرهنگ سيدرضا نژاد حسيني پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: در اين درگيري كه ديشب رخ داد، خسرو دهقان و برزو دهقان با سلاح كمري كشته شدند و ابراهيم دهقان مجروح شد كه در بيمارستان كازرون بستري شده است. وي بيان كرد:ضاربين كه پنج نفر بودند همگي اهل يك خانوادهو ساكن روستاي شهرنجان از توابع كازرون بودند كه با استفاده از تاريكي شب و كوهستاني بودن منطقه متواري شدند و تلاش براي دستگيري آنان ادامه دارد. نژاد حسيني اظهار داشت: علت اين درگيري اختلافات قبلي خانوادگي اعلام شده است
شاهين محمدصادقي ـ عضو هيات رييسه مجلس ـ در گفتوگو با خبرنگاران با يادآوري اين که استان فارس بعد از دوره زنديه هيچگاه سهم و نقشي در جايگاه مديريتي کشور نداشته است افزود: حتي بعد از انقلاب هم حضور نخبگان استان در جايگاه تصميمگيري و مديريتي کشور کمرنگ بوده است.
نماينده مردم شهرستان کازرون در مجلس با طرح اين پرسش که چنين جايگاهي براي استان پرجمعيت و پهناوري چون فارس همواره جاي سوال و ابهام بوده است خاطرنشان کرد: در مجلس هفتم و در پي حضور و رايزنيهاي مجمع نمايندگان فارس، استان، چهار وزير و بيش از ۲۰ معاون وزير و عضو هيأت رييسه مجلس در ترکيب مجلس و دولت داشته که اين سهم در تاريخ معاصر بيسابقه است.
وي رويکرد و جايگاه يادشده را موجب ارتقاي سطح ميزان بودجه عمراني، انقلاب در حوزه راهها و گازرساني، توسعه جايگاه علمي و دانشگاهي استان برشمرد و افزود: تا پيش از اين و در حوزه بودجه عمراني، سهم استان پهناور و پرجمعيتي چون فارس تقريباً هم رديف با استانهاي کم جمعيت و کم وسعتي چون کهگيلويه و بويراحمد بوده که اختصاص چنين بودجهاي، هيچگاه در شأن فارس نبوده است.
عضو هيأت رييسه مجلس هفتم پيرامون وضعيت پيشين بزرگراهها در فارس يادآور شد: در طول ۲۷ سال گذشته، از ساخت ۷ هزار کيلومتر آزادراه در کشور، تنها ۲۷۰ کيلومتر (محور ناقص شيراز ـ آباده) در پهنه فارس اتفاق افتاد که در سالهاي اخير، انقلابي بزرگ در حوزه راههاي استان به وقوع پيوسته است.
محمدصادقي با اشاره به جايگاه کنوني استان فاس در حوزه مراکز علمي و دانشگاهي گفت: با افزايش ۱۰ هزار نفر سهميه پذيرش دانشجو در سال جديد نسبت به سالهاي گذشته، گام مؤثر و بالندهيي در جهت ارتقاي سطح علمي و دانشگاهي استان برداشته شده است.
وي در همين رهگذر با يادآوري عمليات اجرايي و يا بهرهبرداري دهها طرح بزرگ صنعتي و اقتصادي در استان تصريح کرد: در حوزه گازرساني به نقاط روستايي استان، از سال ۴۸ تنها ۴۳ روستا در استان گازرساني شد که در چند سال اخير و تنها در يک شهرستان استان، عمليات گازرساني به ۴۲ روستا انجام شده است.
به گزارش کارشناس قرآن و اقامه نماز مدیریت آموزش و پرورش کازرون به منظور گسترش و تعمیق فرهنگ نماز در آموزشگاه ها حاج آقا خرسند امام جمعه طبق یک برنامه هفتگی جهت اقامه نماز و پاسخ به پرسشهای دانش آموزان در مدارس حضور می یابند.شایان ذکر است که تاکنون در آموزشکده فنی و حرفهای دختران، دبیرستان شاهد مصلحیان، دبیرستان فاطمه زهرا(س) و هنرستان امام رضا(ع) حضور یافتهاند.
الگوی اعتیاد در کشور به سرعت در حال تغییر بوده و مصرف مخدرهای جدید رو به افزایش است، به طوری که عنوان می شود سهم "کراک" در بازار مصرف کشور به 15 درصد رسیده است.
بر اساس آخرین آمار اعلام شده ، در بین معتادان کشور دانش آموزان نیز مشاهده میشوند و از آن مهم تر اینکه بسیاری از دانش آموزان دبیرستانی با مواد مخدر صنعتی و جدید همچون "شیشه" و "کراک" کاملا آشنا هستند.
کراک، نوعی هروئین است که تا حد امکان اشباع شده یعنی یک گرم کراک از 10 تا 100 گرم هرویین به دست آمده است اما اعتیاد آن نسبت به هروئین بسیار شدیدتر و ترک آن بسیار مشکل تر است.
بر اساس تحقیقات به عمل آمده الگوی اعتیاد در کشور به سرعت در حال تغییر است و مصرف مواد جدید همچون کراک رو به رشد است به طوری که مصرف این مواد هم اکنون به 15 درصد در بازار مصرف کشور رسیده این در حالی است که سهم هروئین با 40 سال سابقه 21 درصد است و این زنگ خطری آزار دهنده است.
به گفته دکتر محمدحسین فرجاد، استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی؛ روند ورود مواد خطرناکی همچون کراک به کشور در حالی به سهولت انجام می شود که تا کنون هیچ اقدام جدی در جهت ممانعت از ورود و توزیع آن در جامعه صورت نگرفته است و با چنین وضعیتی، افزایش تقاضا برای مصرف آن، چندان عجیب به نظر نمی رسد.
وی معتقد است که میزان مصرف کراک به شدت در بین نسل جوان در حال افزایش است و این امر به طور حتم، میزان مرگ و میر را طی سالهای آتی افزایش خواهد داد.
در حالی که گفته می شود میانگین سنی معتادان کشور 32 سال است، باید به این نکته نیز اشاره کرد که این میانگین رو به کاهش گذارده است. به طوری که میانگین سنی اعتیاد در کشور طی سالهای اخیر یک تا 1/5 سال کاهش یافته است.
از سوی دیگر، شیوع اعتیاد در بین مردان 93 و در میان زنان 7 درصد است که البته ارائه آمار دقیق در مورد زنان معتاد به دلایل مختلف دشوار است و امکان بیشتر بودن این رقم نیز وجود دارد.
کراک بر خلاف هروئین، تریاک و حشیش و...، بو ندارد و مصرف آن بسیار آسان است. آنچنانکه یک یا دو دقیقه پس از مصرف آن در یک محیط در بسته و کوچک نیز، کسی متوجه نخواهد شد.
همچنین، اغلب معتادان از سطح تحصیلات پایینی برخوردار بوده و زیر دیپلم و دیپلم هستند که اهمیت نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از اعتیاد بسیار حائز اهمیت است.
اعتیاد در همه اقشار و مشاغل وجود دارد اما کارگران بیشتر از سایر مشاغل در معرض خطرند به طوری که طبق نتایج تحقیقات 15 درصد از کارگران ساده و 17 درصد کارگران ماهر در معرض خطر این معضل هستند. پس از کارگران، رانندگان درون شهری و برون شهری در معرض خطر اعتیاد هستند.
نیمی از معتادان از طریق دوستان به مصرف مواد مخدر روی آورده اند و متاسفانه محیط کار نیز در شیوع مصرف مواد مخدر نقش زیادی دارد که در طول سالهای گذشته رشد اعتیاد از طریق محیط کار دو برابر شده است.
وجود بستگان نزدیک معتاد در خانواده، یکی دیگر از عوامل اعتیاد سایر اعضای خانواده است. مهمانی های دوستانه، کوچه و خیابان و محیط کار محل هایی هستند که معتادان به عنوان اولین مکان مصرف مواد مخدر، از آنها نام میبرند.
به گفته یک روانپزشک؛ کسب لذت، کنجکاوی، مشکلات روحی، در دسترس بودن، بیماری جسمی و درد به ترتیب با بیشترین فراوانی علت روی آوردن نوجوانان و جوانان به مصرف مواد مخدر است.
در حال حاضر؛ تریاک با 70 درصد، هروئین 30 درصد و حشیش 24 درصد، بیشترین مواد مخدر مصرفی در کشور است که غالب ترین روش مصرف، تدخین (دودی) بوده و تزریق، خوردن و انفیه به ترتیب در مراحل بعدی قرار دارد.
بیشترین فراوانی سن تزریق با 35 درصد 20 تا 24 سال است و 25 تا 29 سال نیز در رده بعدی قرار دارد.
از سوی دیگر، 45 درصد معتادان تزریقی سرنگ خود را به یکدیگر قرض می دهند که این موضوع در شیوع بیماریهای پرخطر همچون ایدز و هپاتیت تاثیر زیادی دارد.